خودم و باز خودم ..
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:46
غروب دلم بدجور گرفته بود .. رفتم سوار ماشین شدم و بی هدف راه افتادم.شیشه ماشین هنوز پایین بود. صدای بچه های محل که تو دور همی آتیش سر کوچه با هم میخوندن ناخوداگاه ذهنم رو با خودش برد ... برد به دوران بچگیم. بجگی که بزرگترین ترسش زنگهای املا بود!! یادمه حتی غمگین ترین ترانه ها رو هم شاد میخوندیم.. یا...
ای دل غافل ..
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:46
دلم میخواد برم یه دوش آب گرم بگیرم .. تو این افکار بی رحم خودم غوطه ور شم! آب رو سرد کنم .. داد بزنم شاید فرجی شه هر روز با انبوهی از غم های کوچکگم می شوم در بین آدم های کوچکسرمایه ی احساس من مشتی دوبیتی است عمری است می بالم به این غم های کوچک گلبرگ ها هم پاکی ام را می شناسند مثل تمام قطره شبنم های ...
دلم گرفته ای دوست
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:46
هوای گریه؟ لامصب با من چه کارایی ک نمیکنه این روزا حالم اصلا تعریفی نداره دلم میخواد از این چیزا بیام بیرون ازین قواعد احمقانه ای که ما رو به ادمها می بنده دلم میخواد پرواز کنم دلم میخواد سیگار پشت سیگار روشن کنم دلم خعلی چیزا میخواد ولی نمیشه نیست... واقعا خسته شدم از زندگیم قربون خدا برم خودکشی رو...
رابطه
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:46
رابطه آدم ها با هم درست مثل این هندزفریا می مونه یه مدت؛ هرچندم که کوتاه باشه، اگه حواست بهش نباشه چنان پیچ و تابی ورمیداره که نگو باید اول زحمت بکشی بازش کنی تا بتونی باهاش فاز بگیری همین ...
رسم زهد
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:46
الا زاهد!به مستی طُرفه معراجی بوَد ما را بیا پایین ز منبر، بعد با مستان برو بالا